خسته شدیم از بس شرو ور گفتیم یکم از این حرفای قشنگ بزنیم
ادامه مطلب
به سایت حسین جون خوش آمدید .. اینجا چیزای باحالی پیدا میشه کرد.
|
کليه دانشجويان دختر جنس رايانه را به دلايل زير مرد اعلام کردند وقتي به آن عادت مي کنيم گمان مي کنيم بدون آن قادر به انجام کاري نيستم کليه دانشجويان پسر به دلايل زير جنس رايانه را زن اعلام کردند به غير از خالق آنها کسي از منطق دروني آنها سر در نمي آورد |
| تقسیم بندی پسرها |
|
پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند: نه ظاهر زيبايی دارند و نه باطن زيبايی (البته پسران هيچ وقت نمی توانند باطنی زيبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نميتوانند درک کنند بعضی پسران هستند که (ببخشيد ؛شرمنده ) خر به دنيا می ايند و گاو از دنيا ميروند خر به دنيا مي ايند چون از زندگی هيچ چی نمي فهمن و گاو از دنيا ميرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابيدن مشغول بودن و هيچ گاه سعی نکردند که چيزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که اين خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظر مي گيرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال: پيشی ملوسه
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید |
| آزمایش اعتیاد |
|
والا دفعههاي قبلي اينطوري نبود. از آزمايش و اين حرفها خبري نبود به خدا! ولي اينبار گفتن تا اسم آقا داماد رو صدا کرديم بايد بره آزمايش ادرار و خون و غيره بده! روي صندلي نشستم و منتظر موندم براي آزمايش اعتياد. يه آقاي قدبلند و لاغر مردني که انگار تازه از سر منقل پاشده و اومده که آزمايش اعتياد بده، يه گالن آب گرفته بود دستش و قٌـلـٌپ قـٌلـٌپ ميرفت بالا، از اينور به اونور سالن قدم ميزد و زير لب غر ميزد که اي بابا! هرچي آب ميخوريم "نمياد که نمياد"! بعد از ده دقيقه صدام کردن و من هم رفتم به سوي "دستشويي برادران". آقاي "مسئول نظارت بر امور جيش(!)" اونجا روي چهارپايه نشسته بود. تا من رو ديد لبخندي زد و گفت: " آقاي داماد! مبارک باشه ايشالله!". بوي تند دستشوئي داشت خفهام ميکرد. به زور لبخندي زدم و تشکر کردم. يه ليوان يکبار مصرف (خالي) بهم تعارف کرد تا پر تحويلش بدم! زير چشمي نگاهي کرد و گفت: "شيريني ما هم فراموش نشه!". يه دستم ليوان و ساير مخلفات(!) بود، با اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به طرف دادم. بعد گفتن صداتون ميکنيم براي آزمايش خون. صدام که کردن، رفتم توي يه اتاق ديگه. خانوم دکتر لبخندي زد و گفت: "بهبه! چه آقا دوماد خوشتيپي! مبارک باشه!". سوزن آمپول رو تا اونجا که ميرفت فرو کرد توي رگ من بدبخت و گفت:" البته شيريني ما فراموش نشهها!". يه دستم به پنبه الکل روي بازوم بود، با اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به خانوم دکتره دادم. از اتاق آزمايش خون که اومدم بيرون همون آقا لاغره رو ديدم که داشت با مسئولين اونجا جر و بحث ميکرد که: "آقا باور بفرمائيد هرچي آب ميخورم نمياد! ميشه من برم فردا بيام براي آزمايش"؟؟ گفتن کلاس معارفه و آموزش قبل از ازدواج تشکيل ميشه، بايد بريم دو تا کتاب تهيه کنيم و بريم سر کلاس تا آموزش ببينيم! يه خانومه بود که کتابهاي درسي(!) رو توزيع ميکرد، لبخندي زد و گفت: "مبارک باشه آقاي دوماد!". دو تا کتاب آموزشي رو بهم داد و گفت: "البته شيريني ما هم فراموش نشه!". يه دستم به کتابها بود، با دست اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به دختره دادم. همراه با بقيه آقا دومادها سر کلاس توجيهي که رفتيم، آقاي دکتر با يه فيلم ويدئويي وارد اتاق شد. گفت آقايون دومادها خسته نباشيد! يه سري آموزشهاي قبل از ازدواج هست، البه شماها ماشالله همتون خودتون واردين!، يه جعبه هم اونجا رو اون ميزه، شيريني هاتون فراموش نشه!!" ، فيلم رو گذاشتو و خودش بدو بدو از اتاق خارج شد! و اما اين فيلم خودش ماجرائي داشت! اولش که از همون اولين روز خلقت شروع کرد!: "..و خداوند زمين را از دو جنس نر و ماده آفريد..."! دو تا مرغابي نشون داد که احتمالا نر و ماده بودن و توي برکه داشتن با هم شنا ميکردن. دو تا ميمون نشون داد که توي جنگل از اين شاخه به اون شاخه ميپريدن و جيغ جيغ ميکردن! يه روباه نشون داد با دوتا بچه روباه که باباشون احتمالا رفته بود اداره(!) يا دنبال شکار يه لقمه نون حلال براي زن و بچهاش. دو تا مرغ عشق نشون داد که داشتن نوکهاشون رو به هم ميزدن و درگوش هم شماره تلفن رد و بدل ميکردن و انداخته بودشون تو قفس! خلاصه يه 5 دقيقهاي رازبقا نشون داد، بعد يهو دوربين يه شات گرفت از ميدون امام حسين و صف اتوبوس خط تهرانپارس و برادران و خواهراني که غيورانه مثل مور و ملخ (همون راز بقاهه!) كنار هم بودن! خلاصه ديگه کاملا بهمون ثابت شد که زمين از دو جنس نر و ماده آفريده شده! بعد يه آقا دکتر مهربوني رو نشون داد که اومده بود و توصيههاي ايمني ميداد! ميگفت ميخواين زنتون رو بوس کنين سعي کنين قبلش حموم برين که تنتون بوي عرق نده، دندوناتون رو مسواک بزنين، موهاتون رو قشنگ شونه کنيد. گفت خانومها هم بايد ياد بگيرن که تا شوهرشون مياد خونه آب دستشونه بزارن زمين و برن يه ليوان آب خنک براي شوهرشون بيارن! لباس آراسته بپوشن و با آغوشي باز از همسرشون پذيرايي کنن. يه آقاي هم نشون داد که اومد و اون هم همين رو گفت. گفت که اگر خانوم خانه "با آغوش باز" باشد اين از هر عبادتي بهتره. بعد باز دوباره آقاي دکتر اومد که بگه مسواک نشه فراموش! بعد گفت: اگه شوهر اومد خونه و ديد زنش حال نداره که برن خونه آقا ناصر اينها، بنده خدا رو زور نکنه که پاشو بريم پاشو بريم. بعد گفت که بايد به همسر خود احترام بگذاريم و براشون گل بخريم و از زحمات و زرشک پلوهائي که براي ما ميپزن تشکر کنيم. بعد دوباره آقاي روحاني اومدن و گفتند که: آن روزِي که رفتار شوهر با همسر از روي مهر و محبت نباشد، همانا آنروز بر زن و شوهر حرام است. به همسران خود احترام بگذازيد بعد بهمون ياد دادن که چگونه سر صحبت را آغاز کنيم! يک نمايش نشون دادن با يک آهنگ زمينه رومانتيک. يه ميز گرد بود يه دختره اونطرف نشسته بود، يه پسره از اين طرف اومد با يه شاخه گل رز! شاخه گل رو گذاشت روي ميز و اينطرف ميز نشست. بعد هر دوتاشون خنديدن و عشوه اومدن! لبهاشون تکون ميخورد (يعني داشتن با هم حرف ميزدن!) آهنگ رومانتيک هنوز بود! بعد تصوير آروم آروم رفت و دوباره اومد. اينبار ميز هنوز بود، گل هنوز بود، آهنگ رومانتيک هنوز بود، ولي اينور و اونور ميز کسي نبود!!! بعد دوباره آقاهه اومد و گفت: ديدين بهتون گفتم با همسر خود مهربون باشين بد نميبينين؟؟!" خلاصه کلي آموزش ديديم، با چيزهاي ديگه! و ما از اون به بعد در کنار همسرمون به خوبي و خوشي زندگي کرديم! انشالله خدا نصيب همه کنه که ازدواج کنن! هيچي نداشته باشه، حداقل اين حسن رو داره که ميرين سر اين کلاسها و يه خورده ميخندين! |
الهي
الهي تو بميري من نميرم ... سر قبرت بيام پارتي بگيرم...
الهي سرخک و عريون بگيري ... تب مالت و بلاي جون بگيري..
الهي از سرت تا پات فلج شه ... کمرت بشکنه ، دستت سقط شه...
الهي حصبه بگيري... سر راه بيمارستان بميري..
الهي کوربشي چشمات نبينه ... بميري ، گم بشي ، حقت همينه!
الهي آسم بگيري....هنوز که زنده اي ، پس کي ميميري؟
الهي شوهر ايدزي بگيري ... بفهمي که داري از ايدز ميميري!
به در بردي از اينها جان سالم ... الهي درد بي درمون بگيري
بهرو بايد تقديمش بكنيم به كي ؟ ( دخترا يا پسرا )
نظر شما اين شعر
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
یک مطلب خنده دار براتون دارم چون که صفحه اصلی جا نداشت مجبور شدم تو صفحه لینک بزارمش برید و ببینید و حال کنید
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !
..............برای خواندن بقیش روی ادامه مطلب در قسمت پایین بکلیک
( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق)
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.
( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت
برای دیدن کامل متن بر روی ادامه مطلب بکلیکید
اینست قدرت ملی
دانلود کردنش هم فیلمی داره هرکی نتونس دانلودش کنه اگر فامیل هستی یه تیلیف باید بزنی اگه هم فامیل نیستی پیغام بزار تا ببینیمچی میشه
به افتخار هرچی لو (در واژه لوبره به معنای پسری مجرد بسیار استاد)
راستی یه خبر توپ هم برای لوهای خارج از لوبره دارم اونم اینه که میخوام عکس استاد بزرگ علی لو رو تو سایت بزارم تا اونور آبی ها حال کنن
مژده دوم هم اینه که میخوام یه بیوگرافی کامل از علی لو براتون بنویسم
(البته جرم دزدیدن عکس لوها از جرم دزدین عکسهای زهرا امیر ابراهیمی بیشتره ها)
| یاهو مسنجر یکی دیگر از ابزارهای شیطانی،شیطان بزرگ آمریکا در مسیر هدف بزرگ خود، منحرف کردن جوانان بخصوص جوانان ایرانیست این وسیله ابزاری نیست جز برای گسترش فحشا و بی ایمانی بر روی زمین که خود را پشت نقاب مقدس یا هو مخفی نموده است در اولین قدم برای دستیابی به این ابزار کثیف ما شاهد تبلیغات وسیع در زمینه گسترش فرهنگ خدا نا پسندانه و زشت غیبت هستیم این تنها شروعی از این راه جهنمیست.این شروع در برابر فساد خانه های این ابزار،(اتاق های چت) چیزی نیست.هر گفته ای بدون در نظر گرفتن محرمیت در پنجره های جهنمی این ابزار تبادل می شود و حتا برای یاری در این امر شیطانی ابتکار هایی هم به کار رفته است،ابتکار هایی که جوانان بی مغز ما هیچگاه به درون فاسد آن ها پی نمی برند! |
|
|
| دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند |
|
دخترها توی ماهيتابه روغن ميريزن پسرها توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
البته اقا پسرها زیاد ناراحت نباشند یه دو سه پست دیگه حلشونو میگیریم مطلب بفرستید تا بنویسم.............................................................................................................. |
| چند روش برای اذیت کردن دوست پسرتون |
|
-اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسر تون....!!)بگین سلام حمید جون وبعد یکدفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک تو سرم علی تویی؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنید ولی بار هجدهم خطر مرگ داره ما مسئولیتی در قبال این حادثه نداریم. 2-بهش زنگ بزنید و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونه تون بعد با دختر همسایه تون برید سینما فیلم آتش بس یا به نام پدر رو ببینید 3_اگه یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرید وباهاش دعواکنید با کلماتی از قبیل : مگه تو خودت خواهر نداری ؟...یا همچین چیزایی.ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جوک فجیح وافتضاح تعریف کنید وبعدش بشینید و قیافه ی بنده خدا رو تماشا کنید. 4_آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی بر مودا واز این پیراهن های استین کوتاه بپوشید وبرید جلوی بنده خدا راه برید وقتی به شما نزدیک ش دو به دوسه متری شما رسید سرش داد بزنید و بشینید زجر کشیدن شو تماشا کنید. 5_عکس های دونفره ای رو که با پسر نوه ی عمه یاخاله ی پدر بزرگ پسر خاله تون یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه عکس باهاتون بگیره. 6_موقع تولدش جلوی دوستاش فقط یه شاخه گل بهش هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید(احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی )بشینید و سکته شو تما شا کنید و لذت ببرید. 7_همین که تو ماشین بغل دستش نشستید شروع کنید به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند هزار تومانیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگین به این بو حساسیت دارید. 8_وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید وبه یکی از دوستا تون زنگ بزنید و چهار سا عت وچهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید واون بدبختو تو کف حرف زدن وتو فکر قبض موبایل بزارید. |
خوبه که در این پست یادی هم از لو پیر(علی لو) بکنید که به یاری باقی شتافت(ازدواج کرد) خدا رحمتش کنه
خوبه که در این پست یادی هم از لو پیر(علی لو) بکنید که به یاری باقی شتافت(ازدواج کرد) خدا رحمتش کنه
خوبه که در این پست یادی هم از لو پیر(علی لو) بکنید که به یاری باقی شتافت(ازدواج کرد) خدا رحمتش کنه