
به سایت حسین جون خوش آمدید .. اینجا چیزای باحالی پیدا میشه کرد.
چندی پیش در روزنامه ها ? طی بخشنامه ای اعلام شده بود که پزشکان می بایست از این به بعد به جای کلمه ی «سرطان پستان» از عنوان «سرطان سینه» استفاده نمایند . پزشک محترمی نیز طی مقاله ای در همان روزنامه معترض شده بود که در علم آناتومی ? «پستان» و «سینه» دو مقوله ی جدا از هم هستند . سینه قسمتی از بدن است که ریه و قلب زیر آن قرار دارد و پستان روی آن . بنابر این نمی توان به جای «پستان» گفت «سینه» و در نهایت هم به ریش مبتکر این واژه گزینی خندیده بود .
یادم نیست این بخشنامه را وزارت بهداری صادر کرده یا پیشنهاد فرهنگستان زبان بود . کاری هم به این نداریم که آن آقای دکتر تا چه حد راست می گفت یا نه ? ولی این را می دانم که این مقوله سر دراز دارد و ابعاد آن خیلی گسترده تر از این حرف هاست .
مثلا معلوم نیست تکلیف واژه های دیگری که ترکیب مشترک دارند چیست . می پرسید یعنی چه ؟ حالا توضیح می دهم :
از این به بعد به «پستانک» چه باید گفت ؟ «سینه ا??ک»؟ یا واژه ی دیگری پیشنهاد می شود . یا لغاتی که مشابه و نزدیک به آن هستند ? مثل «پیستون» یا «پسته». چون اگر معتقد باشیم که «ان» آخر پستان ? «ان» تثنیه است ? بنابر این پسته که مفرد آن است را چه باید نامید ؟
از پسته بگذریم ? ما جزو داروهای گیاهی ? گیاهی داریم به نام «سه پستان» که معمولا ? با عناب تجویز و مصرف می شود . آیا از این پس وقتی به عطاری می رویم ? باید سراغ «عناب سه سینه» را بگیریم ؟ اگر جناب عطار در جریان این بخشنامه نباشد تکلیف چیست ؟
از آن بالاتر ? تکلیف گروه پستانداران در علم جانور شناسی چه می شود ؟ آیا «سینه داران» جایگزین مناسبی است یا «شیردان داران» را باید پیشنهاد کرد؟ مثلا ? تصور کنید گوساله که از اول خلقتش تا حالا برای خوردن شیر مادر به سراغ پستان گاو در بین پاهای عقب رفته ? حال باید به سراغ سینه ی گاو در بین پاهای جلو برود . تازه چی گیرش می آید که بخورد؟
بعد می رسیم به لغات هم عرض ? مثلا? در صنعت ما واشری داریم به نام «ممه یی» که به سر شیلنگ یا لوله وصل می شود . آیا ممه یی نیز ممنوع است یا اشکالی ندارد ؟
از همه ی این ها که بگذریم ? تاثیر چنین بخشنامه ای در ادبیات بسیار مشکل آفرین است . تصور کنید دیوان تمام شاعران باید بازخوانی و باز نویسی شود .
مثلا ? باید بگوییم :
گویند مرا چو زاد مادر / سینه به دهان گرفتن آموخت
به همین ترتیب بسیاری از اشعار فورکلور باید اصلاح شود . از جمله باید خواند :
اتل متل توتوله
گاو حسن چه جوره
نه شیر داره نه سینه
شیرشو بردن به گینه
حالا اگر در هندوستان قحطی شیر هم شد که شد .
هکذا ضرب المثلهای زیادی که باید اصلاح شوند که فعلا? با آن ها کاری نداریم .
اما مشکل بعدی ? بعد از اصلاح شعر شعرا ? در نسل بعدی ظاهر می شود . یعنی جوان های نسل آینده که بچه های کنونی ما باشند ? وقتی به واژه ی تبدیلی اصلاح شده (یعنی سینه) بر می خورند نمی دانند واقعا منظور شاعر همان سینه است یا این سینه قبلا پستان بوده است . مثلا? وقتی شاعر می گوید :
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
یا می گوید :
خدایا سینه ای ده آتش افروز
واقعا? منظور اولیه ی شاعر همان سینه بوده است یا چیز دیگری .
همچنین واژه هایی مثل : سینه ریز ? سینه خیز رفتن? سینه سپر کردن ? سینه چاک و قس علی هذا. _ قس علی هذایش این است که اگر در رستوران گارسون پرسید : ران مرغ می خورید یا سینه ی مرغ ؟ معلوم نیست حرف بدی دارد می زند یا بیچاره منظوری ندارد .
توجه دارید که در چنین شرایطی آدم به همه چیز شک می کند . مثلا? وقتی مترجمی «انشراح صدر» را «فراخی سینه» ترجمه کرده است ? معلوم نیست این بخشنامه دست و پای او را در ترجمه بسته یا این که واقعا? فراخی این سینه ? فراخی سینه بوده است نه فراخی ... .
ملاحظه می فرمایید یک سرطان پسـ... ببخشید ? سرطان سینه ی ناقابل ? چه الم شنگه ها ممکن است به دنبال داشته باشد ؟
|
2 آبان 85 - 11:59 |
|
www.afsoft.8m.com/products/products.htm میتونید کامپوننت فارسی سازی دلفی رو از اینجا دانلود کنید www.almdev.com اینم یک سایت خوب برای دانلود سکین برای دلفی و سی بیلدر www.barnamenevis.org/forum یکی از بهترین فروم های بحث و تبادل نظر برنامه نویسی ایرانی حذف www.ciemmesoft.com سایت برنامه نویسی تخصصی ایتالیایی به خصوص برای کامپوننت های دلفی www.codeproject.com یک سایت سورس کد به اغلب زبانها و مجانی حذف فقط نظر یادت نره www.dev.ir یکی از بهترین سایتهای مقاله های فارسی در مورد برنامه نویسی www.devarchive.com سایتی تخصصی برای کامپوننت های دلفی؛ دات نت و جاوا www.developercenter.ir فرومی در مورد هر چه میخواین بدونین در مورد نرم افزار در ایران حذف www.fred.just.free.fr هر آنچه در مورد دیژوال بیسیک میخواین اینجا پیدا میکنین حذف www.freeprogrammingresources.com یک لینکستان فوق العاده. سایتی برای معرفی لینکهای مناسب اغلب زبانهای برنامه نویسی فقط نظر یادت نره www.freevbcode.com یک سایت فوق العاده برای سورس کدهای دیژوال بیسک حذف www.info-x.co.uk سایتی در مورد تبادل نظر در مورد همه چیز از جمله برنامه نویسی حذف www.iranianexperts.com سایتی برای ثبت مشخصات برنامه نویسان ایرانی www.iranvig.com سایتی برای دانلود برنامه های اوپن سورس ایرانی www.koders.com یک سایت عالی برای جستجو در 200000000 خط کد برنامه www.msdn.com نسخه کامل تر کمک ماکروسافت برای ویژوال استودیو www.planetsourcecode.com یکی از بهترین سایتهای دارای سورس کد اغلب زبانهای برنامه نویسی در دنیا حذف www.programmersheaven.com یکی از قدیمی ترین سایت های دالود سورس کدهای مجانی فقط نظر یادت نره www.salarsoft.somee.com اینم یک سایت فارسی برای دلفی کارها www.sourceforge.net سایتی برای دانلود تمام برنامه های اوپن سورس www.swissdelphicenter.ch/en/devnews.php یک سایت سوئیسی خیلی جالب برای دلفی کارها www.vbcode.com سایتی دیگر برای سورس کدهای ویژوال بیسیک حذف www.xtremevbtalk.com سایتی برای تبادل اطلاعات برای زبان ویژوال بیسیک
امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره |
اوبونتو یک سیستم عامل کاملاً آزاد و رایگان بر اساس گنو/لینوکس٬ همراه با پشتیبانی در سطح جامعه کاربران و خدمات تجاری و حرفهای است. اوبونتو توسط اجتماع بزرگی از کاربران و توسعه دهندگان در سراسر دنیا توسعه داده میشود و ما از شما نیز دعوت مینمائیم تا به این اجتماع بپیوندید!
اجتماع اوبونتو بر اساس ایدههای فلسفه اوبونتو که میگوید: نرمافزار باید آزاد و رایگان در اختیار عموم باشد٬ همچنین ابزارهای نرمافزاری مختلف میبایست به صورت سفارشی و به زبان محلی کاربران در اختیارشان باشند و کاربران مجاز باشند نرمافزار را بر اساس نیازهای خود سفارشی نموده و استفاده نمایند٬ شکل گرفته است.
این آزادیها موجب شدهاند٬ اوبونتو اساساً با نرم افزارهای سنتی خصوصی متفاوت باشد. نه تنها ابزارها و نرمافزارهای مورد نیازتان رایگان هستند٬ بلکه شما مجاز خواهید بود نرمافزارها را مطابق نیازتان و بگونهای که مایلید سفارشی نموده و استفاده نمائید.
اوبونتو برای استفاده به عنوان رومیزی و کارگزار (سرور) مناسب است. نسخه فعلی اوبونتو از معماریهای سخت افزاری مختلف شامل انواع PC های Intel x86 و 64bit و همچنین ماشینهای UltraSPARC T1 شرکت SUN و PowerPC شرکت Apple پشتیبانی میکند.
اوبونتو دارای بیش از ۱۶۰۰۰ بسته نرمافزاری است و هسته اصلی آن بر روی یک سیدی عرضه میشود. اوبونتو دارای انواع ابزارهای نرمافزاری از نرمافزارهای کاتب و صفحه گستردهٔ اداری تا کارگزارهای اینترنتی و ابزارهای مناسب برنامهنویسی است.
نكته جالب تر اينكه شما مي توانيد علاوه بر اينكه آن را دانلود كنيد ، CD آن را از سراسر جهان سفارش دهيد و آن را رايگان درب منزل خود تحويل بگيريد ! من خودم اين 3 عدد سي دي را سفارش دادم كه طي 10 روز به دستم رسيد شما هم ثبت نام كنيد و از سي دي رايگان لينوكس ubuntu استفاده كنيد.
جهت دريافت CD رايگان سيستم عامل لينوكس اوبونتو ابتدا به آدرس : https://shipit.ubuntu.com رفته و بر روي گزينه I want to request CDs of Ubuntu 7.04 (Feisty Fawn) كليك كنيد. در صفحه مورد نظر بر روي لينك create a new account كليك كنيد. در قسمت Not registered yet? و در قسمت E-mail address: آدرس ايميل خود را وارد كنيد. و بر روي دكمه Register كليك كنيد. حالا به ايميل خود رفته ايميلي با موضوع Finish your Launchpad registration براي شما فرستاده شده كه شما براي تكميل بر روي لينك نامه كليك كرده خوب حالا شما به آدرس صفحه اي منتقل مي شود كه در آنجا اطلاعاتي خواسته شده است. در قسمت Display Name يك نام براي خود و در قسمت Password كلمه عبور خود و در زير آن تكرار كلمه عبور خود را وارد كنيد. و بر روي دكمه Continue كليك كنيد.
خوب حالا يك اكانت براي شما در وب سايت ساخته شد براي دريافت سي دي رايگان بر روي I want to request CDs of Ubuntu 7.04 (Feisty Fawn) كليك كنيد.
حالا از شما در خواست ايميل و پسورد مي كند. در قسمت E-mail address: آدرس ايميل خود و در Password: كلمه عبور كه قبلا وارد كرده ايد .براي وارد شدن به قسمت سفارش سي دي وارد كنيد. بعد از آن بر روي LOG In كليك كنيد.
حالا شما وارد قسمت سفارش سي دي شده ايد و شما دو انتخاب زير را داريد
1 Ubuntu CD (1 PC Edition)
3 Ubuntu CDs (3 PC Edition)
كه شما مي توانيد يك عدد سي دي يا سه عدد سي دي لينوكس را انتخاب كنيد. شما بايد فرم زير را پر كنيد
Name نام خودتان
Organization نام شركت
Address آدرس محل تحويل
City/Town/etc شهر
State/Province خيابان
Postcode كد پستي
Country انتخاب كشور
Phone شماره تلفن
خوب حالا براي تكميل سفارش بر روي دكمه Request CDs كليك كنيد. تبريك مي گوئيم سي دي سفارشي شما بين 4 تا 6 هفته براي شما به درب منزل شما فرستاده مي شود.
نكته : آدرس خود را به شكل لاتين وارد كرده ، تمامي سوالات بالا را به صورت لاتين وارد كنيد.
به صورت مثال : اول شماره پلاك خود ( NO. ) و كوچه ( lane ) و خيابان ( ST ) و شماره تلفن را به صورت ( 00980۶11 ) وارد نمائيد.
سايت منبع
سايت سازنده
اوبونتو یک سیستم عامل کاملاً آزاد و رایگان بر اساس گنو/لینوکس٬ همراه با پشتیبانی در سطح جامعه کاربران و خدمات تجاری و حرفهای است. اوبونتو توسط اجتماع بزرگی از کاربران و توسعه دهندگان در سراسر دنیا توسعه داده میشود و ما از شما نیز دعوت مینمائیم تا به این اجتماع بپیوندید!
اجتماع اوبونتو بر اساس ایدههای فلسفه اوبونتو که میگوید: نرمافزار باید آزاد و رایگان در اختیار عموم باشد٬ همچنین ابزارهای نرمافزاری مختلف میبایست به صورت سفارشی و به زبان محلی کاربران در اختیارشان باشند و کاربران مجاز باشند نرمافزار را بر اساس نیازهای خود سفارشی نموده و استفاده نمایند٬ شکل گرفته است.
این آزادیها موجب شدهاند٬ اوبونتو اساساً با نرم افزارهای سنتی خصوصی متفاوت باشد. نه تنها ابزارها و نرمافزارهای مورد نیازتان رایگان هستند٬ بلکه شما مجاز خواهید بود نرمافزارها را مطابق نیازتان و بگونهای که مایلید سفارشی نموده و استفاده نمائید.
اوبونتو برای استفاده به عنوان رومیزی و کارگزار (سرور) مناسب است. نسخه فعلی اوبونتو از معماریهای سخت افزاری مختلف شامل انواع PC های Intel x86 و 64bit و همچنین ماشینهای UltraSPARC T1 شرکت SUN و PowerPC شرکت Apple پشتیبانی میکند.
اوبونتو دارای بیش از ۱۶۰۰۰ بسته نرمافزاری است و هسته اصلی آن بر روی یک سیدی عرضه میشود. اوبونتو دارای انواع ابزارهای نرمافزاری از نرمافزارهای کاتب و صفحه گستردهٔ اداری تا کارگزارهای اینترنتی و ابزارهای مناسب برنامهنویسی است.
نكته جالب تر اينكه شما مي توانيد علاوه بر اينكه آن را دانلود كنيد ، CD آن را از سراسر جهان سفارش دهيد و آن را رايگان درب منزل خود تحويل بگيريد ! من خودم اين 3 عدد سي دي را سفارش دادم كه طي 10 روز به دستم رسيد شما هم ثبت نام كنيد و از سي دي رايگان لينوكس ubuntu استفاده كنيد.
جهت دريافت CD رايگان سيستم عامل لينوكس اوبونتو ابتدا به آدرس : https://shipit.ubuntu.com رفته و بر روي گزينه I want to request CDs of Ubuntu 7.04 (Feisty Fawn) كليك كنيد. در صفحه مورد نظر بر روي لينك create a new account كليك كنيد. در قسمت Not registered yet? و در قسمت E-mail address: آدرس ايميل خود را وارد كنيد. و بر روي دكمه Register كليك كنيد. حالا به ايميل خود رفته ايميلي با موضوع Finish your Launchpad registration براي شما فرستاده شده كه شما براي تكميل بر روي لينك نامه كليك كرده خوب حالا شما به آدرس صفحه اي منتقل مي شود كه در آنجا اطلاعاتي خواسته شده است. در قسمت Display Name يك نام براي خود و در قسمت Password كلمه عبور خود و در زير آن تكرار كلمه عبور خود را وارد كنيد. و بر روي دكمه Continue كليك كنيد.
خوب حالا يك اكانت براي شما در وب سايت ساخته شد براي دريافت سي دي رايگان بر روي I want to request CDs of Ubuntu 7.04 (Feisty Fawn) كليك كنيد.
حالا از شما در خواست ايميل و پسورد مي كند. در قسمت E-mail address: آدرس ايميل خود و در Password: كلمه عبور كه قبلا وارد كرده ايد .براي وارد شدن به قسمت سفارش سي دي وارد كنيد. بعد از آن بر روي LOG In كليك كنيد.
حالا شما وارد قسمت سفارش سي دي شده ايد و شما دو انتخاب زير را داريد
1 Ubuntu CD (1 PC Edition)
3 Ubuntu CDs (3 PC Edition)
كه شما مي توانيد يك عدد سي دي يا سه عدد سي دي لينوكس را انتخاب كنيد. شما بايد فرم زير را پر كنيد
Name نام خودتان
Organization نام شركت
Address آدرس محل تحويل
City/Town/etc شهر
State/Province خيابان
Postcode كد پستي
Country انتخاب كشور
Phone شماره تلفن
خوب حالا براي تكميل سفارش بر روي دكمه Request CDs كليك كنيد. تبريك مي گوئيم سي دي سفارشي شما بين 4 تا 6 هفته براي شما به درب منزل شما فرستاده مي شود.
نكته : آدرس خود را به شكل لاتين وارد كرده ، تمامي سوالات بالا را به صورت لاتين وارد كنيد.
به صورت مثال : اول شماره پلاك خود ( NO. ) و كوچه ( lane ) و خيابان ( ST ) و شماره تلفن را به صورت ( 00980۶11 ) وارد نمائيد.
سايت منبع
سايت سازنده

ولي خوب، خوشبختانه يك حشره فداكار اونو از مرگ نجات داد.
All new parents feel the same way. All new parents work at knowing, understanding, and loving their babies. If you want to learn all about your newborn baby, and be able to respond to his/her needs appropriately – it is going to take a lot of your time.
In case you’re a young mother or father, having difficulties in putting the baby to sleep or feeding him, these instructions are the clearest you can get.
Here are some dos and don’ts when it comes to caring for the baby!




























در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."
آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.
|
پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان::اوف اوف
15 اسفند 87 - 23:21 |
|
طبقه بندی: طنز - یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه. 2- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار. 3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم. 4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن میافتین. 5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید. 6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه. 7- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون. 8- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...! 9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون. 10- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید. 11- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه. 12- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم. 13- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه... 14- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید. 15- بلاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه. 16- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كار ندارم. 17- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف میشید، می پكید |
|
طنز همسر یابی !!!
23 فروردین 88 - 11:55 |
|
(( تقدیم به اونایی که خودشون جواهرند ولی پرشیا ندارند!!)) -الو سلام.
-سلام جانم بفرمایید. -مرکز همسر یابیه؟ -بله عزیزم. -من یه زن میخواستم. -چشم فدات شم. دادم الان با پیک بیاد در خونه! مرتیکه مگه زنگ زدی پیتزا فروشی؟ - خوب چی باید بگم؟ - بابا یه کم مقدمه چینی کن بعد برو سر حرف اصلی. - آهان .عرضم به حضور شما که از آنجایی که در دین مبین اسلام تاکید خاصی بر اهمیت ازدواج و نکاح گردیده و بنده هم جوانی مایل به تشکیل خانواده میباشم لذا برآن شدم که با مساعدت شما قدم به وادی تاهل بگذارم. خوبه؟ - حالا شد یه چیزی. حالا پسرم شما چند سالته؟ - 37 سال ! - زکی.همچین گفت جوون فکر کردیم 20 سالشه.عمرت از مال خر هم درازتر شده تازه یاد زن گرفتن افتادی؟ - خب دیگه.امکانات ما الان جور شده. - میترسم اون یکی امکاناتت دیگه بدرد نخوره! - فعلا که داره کار میکنه.حالا من باید چیکار کنم؟ - هیچی عزیزم. ما برات یه همسر خوب جور میکنیم. - حالا اونجا چه جور همسرایی دارین؟ - بگو چجور نداریم؟ عرض کنم که یه مورد داریم تووپ! یه دختر ناز 20 ساله هلو! دور کمر 40.دور سینه 85 !!!! ببینیش آب از دهنت راه میفته! واسه شما میکنه به عبارتی 4000 سکه مهریه و یه پنت هاوس طرفای الهیه. ماشینم کمتر از مرسدس و ب.ام.و قبول نیست. - آقا مگه داری با پسر بیل گیتس حرف میزنی؟ این دری وریا چیه؟ - خب داداش چرا جوش میاری؟ یه مورد دارم خوراک ! یه خانوم 25 ساله. لیسانس نانوشیمی صنعتی و اولترا سونیک مدار بسته! قد و هیکل و قیافه هم که ماشا ا...ایشون چون فرهنگی و تحصیل کرده هستن 3800 تا سکه و یه خونه تو جردن خرجشونه! ماشین هم در حد آزرا و کمری قبوله! - داداش مگه سر گردنه است؟ - خب عزیزم گرفتن این مدرکا و ساختن اون هیکلا خرج داره دیگه. تازه بقول کنفسیوس اون بدنو نساخته که مفت بده دست هر عمله ای! - آره خوب. حالا بیا پایینتر ببینیم چی میشه. - باشه.یکم صبر کن.... آهان این دیگه اکازیونه. یه خانوم 33 ساله.کارمند بانکه و از هر انگشتش فکر کنم چند تایی هنر بریزه! اونو میتونم با 2800 تا سکه و یه آپارتمان حوالی ستارخان واست قولنامه کنم. یه پرایدی. پژویی هم باشه چه بهتر. - راستش من ماشین یه کم برام سخته.... - خب بابا فهمیدم. یه خانومی هست 38 سالشه. قیافش بدک نیست. فقط یه 40 کیلویی اضافه وزن داره. عوضش اعتقاد راسخ داره که مادیات در زندگی مهم نیست و عشق مهمه ! 1400 تا سکه و یه خونه حوالی میدون خراسون هم واسش کافیه! با تاکسی هم حال میکنه حسابی! - راستش اگه یکم دیگه بیای پایین ممنون میشم.... - لا ا.... صبر من این زیرو ببینم. آهان. این دیگه راسته کار خودته. یه خانوم نجیب و اصیل و بساز .45 سالشه .البته نباید اونقدر ظاهر بین باشی که از قیافش بترسی! چیزای مهمتری هم تو زندگی هست. یه آلونکی حوالی پاکدشت و یه لقمه نون براش ایده آله. تازه چون میخواد وزن کم کنه اهل ماشین نیست. از اینجا تا چابهار هم پیاده ببریش صداش در نمیاد! اگه اینم رد کنی یا باید بری یه کارتن شامپو داروگر بگیری واسه بقیه عمرت یا بیای ننه بزرگ منو عقد کنی! - خیله خب. گویا چاره ای نیست. ببینم من کی بیام برای صحبت با ایشون؟ - صحبت واسه چی؟ - واسه تفاهم و این حرفا دیگه. - بخواب بابا ...مرد حسابی گویا تو باغ نیستیا. این حرفا واسه تو فیلماست. - راست میگیا. خب پس من فردا با شناسنامه میام واسه عقد! - مبارکه انشا.... |
آقایان پاسخ می دهند
سئوال: برخی خانم ها مثل چی هستند ؟
خانم ها مثل رادیو هستند
هر چی می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند
خانم ها مثل شبكه اینترنت هستند
از هر موضوعی یك فایل اطلاعاتی دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, دیگر باید سیم را برید
خانم ها مثل موتور گازی هستند
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل لیمو شیرین هستند
اول شیرین و بعد تلخ می شوند
خانم ها مثل موبایل هستند
هر وقت كاری مهم پیش می آید در دسترس نیستند
خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقیقه مدارا كنید آنچنان سخت می شوند كه هیچ شكلی نمی گیرند
خانم ها مثل كنتو ر برق هستند
هر از چند سالی یكبار سن آنها صفر می شود
خانم مثل فلزیاب هستند
هرگاه از نزدیكی طلافروشی رد می شوند عكس العمل نشان می دهند
خانم ها خیلی زرنگ هستند
آنقدر جنگیدند تا جایزه صلح را گرفتند
امریكا:
جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.
فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.
نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now
نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!
قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا
موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب
محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو
---------- ---------- ---------- ---------- ---------- ---------- ---------- ---------- ----------
ایران :
جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار
موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.
فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52
نوع آرایش:
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
سینه: رنه زوئلنگر
قد: یک چهار پایه + 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا
موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز
موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری
محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت
شهر زیبای ونیز در شمال کشور ایتالیا و در منطقه ونتو ( Veneto ) واقع شده و دارای جمعیتی در حدود ۲۷۰ هزار نفر هست. شهرت این شهر به خاطر بنا شدن اون بر روی آب و پل های فراوان اون هست که مناظری بدیع رو خلق کرده. از سوی دیگه این شهر در طول دوره حیاتش بیشتر به صورت خود مختار و مستقل اداره می شده و یکی از مناطق مهم تجاری هم به حساب میومده. در ادامه با ما همراه باشید تا شهر ونیز رو از بالا به تماشا بنشینیم.
پسرها:
با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک- کارت رو داخل دستگاه میذارن- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن- پول و کارت رو میگیرن و میرن
دخترها:
با ماشین میرن دم بانک
در آینه آرایششون رو چک میکنن
به خودشون عطر میزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن
در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن
بلاخره ماشین رو پارک میکنن
توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن
کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه
کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون
دنبال کارت عابربانکشون میگردن
کارت رو وارد دستگاه میکنن
توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن
کد رمز رو وارد میکنن
۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
کنسل میکنن
دوباره کد رمز رو میزنن
کنسل میکنن
دوست پسرشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو میزنن
دستگاه ارور (خطا) میده
مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن
دستگاه ارور (خطا) میده
بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن
پول رو میگیرن
برمیگردن به ماشین
آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن
توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن
استارت میزنن
پنجاه متر میرن جلو
ماشین رو نگه میدارن
دوباره برمیگردن جلوی بانک
از ماشین پیاده میشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن
سوار ماشین میشن
کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
آرایششون رو توی آینه چک میکنن
احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن
میندازن توی خیابون اشتباه!
برمیگردن
میندازن توی خیابون درست
پنج کیلومتر میرن جلو
ترمز دستی رو آزاد میکنن!! (میگم چرا اینقدر یواش میره!! ) 
البته با عرض معذرت از دختر خانمها
امروز من یکی از بهترین روزهای اینترنتی خودم رو داشتم امروز من یاد گرفت که بغیر از دانلود و چت اینترنت چیزایی دیگه هم داره
یک سایت رو بهتون معرفی میکنم که هنوز خودم از کشف چنین منبع جالبی متحیر مونده ام
این سایت اموزش زبان انگلیسی هست که به شما در یاد گیری زبان انگلیسی کمک میکنه
البته از جادو گری و شعبده بازی خبری نیست و شما حتما باید تمرین رو داشته باشید
اما این بهترین سایتی هست که من دیدم
البته فکر نکنید من با این مطلب قصد درامد زایی دارم چونکه من فقط قص دارم تا بقیه هم مثل من از این امکانات خیلی عالی استفاده کنند
بخ قول حسن که میگه : به دیگران یاد بده تا دیگران به تو یاد بدن
http://www.openlearningcenter.com/affiliation/incomming.asp?id=1276993919
روی نوشته بالا کلیک کنید تا وارد سایت بشین
مخ زنی به روش آبجی بازی ( قابل توجه دختران معصوم و تازه کار )
.
سلام آجی
خوبی ؟؟
به همین سادگی ...همه چیز از یک بازی مسخره شروع می شه . بازی داداش و آجی .... پسره از در دوستی صادقانه و مخلصانه و برادرانه در میاد و و میره برای شکار دخترکان کم سن وسال و کم تجربه ...این بازی خطر ناک از آبجی خطاب کردن طعمه شروع می شه و دو طرف می شن خواهر وبرادر هم دختره پسره رو داداش صدا میزنه و پسره هم به دختره می گه آجی یا همون آبجی خودمون تا اینجای قضیه هیچ اشکالی نداره که هیچ خیلی هم قشنگه مدتی که می گذره وقتی چتاشونو می خونی می بینی پسره به دختره حرفای محبت آمیزی می زنه که در تمام عمرش حتی یه بار به خواهر واقعی خودش هم نگفته و دختره هم جوابایی داده که آرزو به دل داداش اصلیش مونده که از این حرفا بشنوه . بازم بد بینی به خرج نمی دیم و می گیم ایشالله که گربه است . باز چند وقتی می گذره وقتی پسره خوب نقاط قوت و ضعف دختره رو می شناسه گه گداری وسط چت با ارسال شکلک های بوس
و فلرت
( قلب ) به آجی حالی می کنه که این یک بازی است و از اون به بعد بازی میوفته توی مود حرفای عاشقانه ...و دیری نمی گذره که داداش و آبجی قرار ملاقات حضوری می زارن و خیابان گردی ها شروع می شه. دراین مرحله است که یواش یواش آجی می فهمه که قصه چیز دیگریست و لی بازار خراب شوهر و پیدا نشدن یک راس همسر باعث می شه آجی علیرقم میل باطنی و با آنکه پی به امیال کثیف داداش برده بازی رو ادامه بده و بقیه ی ماجرا .....
بقیه ی ماجرا رو شما برای من بنویسین به کسانی که بهترین پیشنهاد رو برای تکمیل این ماجرا بدن یه جلد کتاب هدیه خواهم داد .
دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين
زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي
زندگي 4 پيچ داره تولد عشق ازدواج و مرگ سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟
پیغام گیر خونه حافظ اینا: رفته ام بیرون ز کاشانه ی خود غم مخور تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگزاری پیام آن زمان کو باز گردد خانه خود غم نخور
مغزهاي بزرگ, درخصوص ايده ها صحبت مي کنند مغزهاي متوسط, در مورد حوادث بحث مي کنند مغزهاي کوچک, درباره مردم بحث مي کنند
ٌ
به عکس زير با دقت نگاه کن. چي نمي بيني؟ هيچي؟.......... دوباره نگاه کن. بازم هيچي؟ تو هيچي نوفهمي... اين عکس خرزو خان بيد ديگه
تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
از بعض ارباب مقاتل نقل است كه چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام نظر كرد هفتاد و دو تن از ياران و اهلبيت خود را شهيد و كشته بر روي زمين ديد عازم جهاد گرديد، پس به جهت وداع زنها رو به خيمه كرد و پردگيان سرادق عصمت را طلبيد و ندا كرد كه اي سكينه، اي فاطمه، اي زينب، اي ام كلثوم. عَلَيْكُنَّ مِنّي السَّلامُ:
پس سكينه عرض كرد يا اَبَه اَسَتَسْلَمْت لِلْمَوتِ اي پدر آيا تن به مرگ دادهاي؟ فرمود چگونه تن به مرگ ندهد كسي كه ياور و معيني ندارد عرض كرد پس ما را به حرم جدمان بازگردان، حضرت در جواب بدين مثل تمثل جست:
اگر صياد از مرغ قطا دست بر ميداشت آن حيوان در آشيانة خود آسوده ميخفت. كنايت از آنكه اين لشكر دست از من برنميدارند، و نميگذارند كه شما را به جائي برم، زنها صدا به گريه بلند كردند، حضرت ايشان را ساكت فرمود. و گويند كه آن حضرت رو به ام كلثوم نمود و فرمود.
در اثبات الوصيه است كه امام حسين عليه السلام حاضر كرد علي بن الحسين عليه السلام را و آن حضرت بیمار بود پس وصيت فرمود به او به اسم اعظم و مواريث انبياء عليهم السلام و آگاه نمود او را كه علوم و صحف و مصاحف و سلاح را كه از مواريث نبوتست نزد ام سلمه رضي الله عنها گذاشته و امر كرده كه چون امام زين العابدين عليه السلام برگردد به او سپارد.
در دعوات راوندي از حضرت امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه فرمود پدرم مرا در بر گرفت و به سينه خود چسباند در آن روز كه كشته شد وَالدّمآءُ تَغْلي و خونها در بدن مباركش جوش ميخورد، و فرمود اي پسر من حفظ كن از من دعائي را كه تعليم فرمود آنرا به من فاطمه صلوات الله عليه و تعليم فرمود به او رسول خدا صلي الله عليه و آله و تعليم نمود به آن حضرت جبرئيل از براي حاجت و مهم و اندوه و بلاهاي سخت كه نازل ميشود و امر عظيم و دشوار و فرمود بگو:
بِحَقّ يس وَالْقُرانِ الْحَكيمِ وَ بِحَقّ طه وَالْقُرانِ الْعَظيم يا مَنْ يَقْدِرُ عَلي حَوائِج السّائِلينَ يا مَنْ يَعْلَمُ ما في الضَّميرِِ يا مُنَفّسَ عَنِ الْمَكروُبينَ يا مُفَرّجَ عَنِ الْمَغْمُومينَ يا ارحِمَ الشَّيْخ الْكبيرِ يا رازِقَ الّطِفْلِ الصَّغيرِ يا مَنْ لايَحْتاجُ اِلَي التَّفْسيرِ صَلّ عَلي مُحًّمَدٍ وَ الِ مُحَّمَدٍ وَ افعَلْ بي كَذا وَ كَذا.
در كافي روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام وقت وفات خويش حضرت امام محمد باقر عليه السلام را به سينه چسبانيد و فرمود اي پسر جان من وصيت ميكنم ترا به آنچه كه وصيت كرد به من پدرم هنگامي كه وفاتش حاضر شد و فرمود اين وصيت را پدرم به من نموده فرمود,
يا بُنّيَّ اِيّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً اِلاّض اللهُ.
اي پسر جان من بپرهيز از ظلم بر كسي كه ياوري و دادرسي ندارد مگر خدا.
راوي گفت پس حضرت سيدالشهداء عليه السلام به نفس نفيس عازم قتال شد. امام زين العابدين عليه السلام چون پدر بزرگوار خود را تنها و بيكس ديد با آنكه از ضعف و ناتواني قدرت برداشتن شمشير نداشت راه ميدان پيش گرفت، ام كلثوم از قفاي او ندا در داد كه اي نور ديده برگرد، حضرت سجاد عليه السلام فرمود كه اي عمه دست از من بردار و بگذار تا پيش روي پسر پيغمبر صلي الله عليه و آله جهاد كنم، حضرت سيدالشهداء عليه السلام به ام كلثوم فرمود كه باز دار او را تا كشته نگردد و زمين از نسل آل محمد عليهم السلام خالي نماند. بالجمله امام حسين عليه السلام در چنين حال از محبت امت دست بازنداشت و همي خواست بلكه تني چند به راه هدايت درآيد و از آن گمراهان روي برتابد. لاجرم ندا در داد كه آيا كسي هست كه ضرر دشمن را از حرم رسول خدا صلي الله عليه و آله بگرداند؟ آيا خداپرستي هست كه در باب ما از خدا بترسد؟ آيا فريادرسي هست كه اميد ثواب از خدا داشته باشد و به فرياد ما برسد؟ آيا معيني و ياوري هست كه به جهت خدا ياري ما كند؟ زنها كه صداي نازنينش را شنيدند به جهت مظلومي او صدا را به گريه و عويل بلند كردند.
پنجاه روش موثر برای مردم آزاری
۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو كوك كنین تا همه از خواب بپرن! این روش برای افرادی كه غیر از سادیسم، رگههایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه
۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلوییها زودتر راه بیفتن
۳: وقتی میخواین برین دست به آب، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین
۴: وقتی از كسی آدرسی رو میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
۵: كرایه تاكسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون، به صورت اسكناس هزاری پرداخت كنین
۶: همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین
۷: جدول نیمه تمام دوستتون رو حل كنین
۸: توی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت ۵۰ كیلومتر در ساعت حركت كنین
۹: وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب كانال رو عوض كنین
۱۰: از بستنی فروشی بخواین كه اسم ۵۴ نوع از بستنیها رو براتون بگه
۱۱: در یك جمع، سوپ یا چایی رو با هورت كشیدن نوش جان كنین
۱۲: به كسی كه دندون مصنوعی داره بلال تعارف كنین
۱۳: وقتی از آسانسور پیاده میشین دكمههای تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترك كنین
۱۴: وقتی با بچهها بازی فكری میكنین سعی كنین از اونها ببرین
۱۵: موقع ناهار توی یك جمع، جزئیات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی كه چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف كنین
۱۶: ایدههای دیگران رو به اسم خودتون به كار ببرین
۱۷: بوتیك چی رو وادار كنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچكدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
۱۸: شمعهای كیك تولد دیگران رو فوت كنین
۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف كنین
۲۰: وقتی كسی لباس تازه میخره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش كلاه رفته
۲۱: صابون رو همیشه كف وان حمام جا بذارین
۲۲: روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب كنین
۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی میبینین بگین چقدر پیر شده
۲۴: وقتی كسی در یك جمع جوك تعریف میكنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود
۲۵: چاقی و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری كنین
۲۶: بادكنك بچه هارو بتركونین
۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد كنین و بخندین
۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو كوتاه میكنه بهش بگین كه موی بلند بیشتر بهش میاد
۲۹: بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین
۳۰: كلید آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این روش هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره
۳۱: ایمیلهای فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد كنین
۳۲: توی كنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری، بی موقع دست بزنین
۳۳: هر جایی كه می تونین، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستكش یا كفش دوستتون بهتره
۳۴: حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین
۳۶: دوستتون كه پاش توی گچه رو به فوتبال بازی كردن دعوت كنین
۳۷: عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنین
۳۸: پیچهای كوك گیتار دوستتون رو كه ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین
۳۹ : با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش كه اونطرف خیابونه رو بپرسین
۴۰: شیشه های سس گوجهفرنگی و هات سس فلفل رو عوض كنین
۴۱: موقع عكس رسمی انداختن برای هر كس جلوتونه شاخ بذارین
۴۲: توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پستهها و فندقهای دهان بسته بذارین
۴۳ : شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسكه رو تعریف كنین
۴۴: توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین
۴۵: توی جای كارت دستگاههای عابر بانك چوب كبریت فرو كنین
۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتلها رو عوض كنین
۴۷: یكی از پایههای صندلی معلم یا استادتون رو لق كنین
۴۸: توی مهمونیها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین كه هر چی شعر بلده بخونه
۴۹: چراغ توالتی كه مشتری داره و كلید چراغش بیرونه رو خاموش كنین
۵۰: ورقهای جزوه ۳۰۰ صفحهای دوستتون كه ازش گرفتین زیراكس كنین رو قاطیپاتی بذارین، یه بر هم بزنین، بعد بهش پس بدین
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.
وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه
، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه .
مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنها و دخترا .
دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه .
امسالعجب ماه محرمی بود دیگه فکر نمیکتم مثلش رو داشته باشیم
سبز مثل کریسمس
سیه مثل محرم
و قرمز مثل غزه
این و.سط هم اسرائیل اومد از آب گل آلود ماهی بگیره(کرسمس) س
با خودش گفت که توی این موقع بهترین زمان حمله است و چونکه مردم سرشون به تعطیلات کرسمسه خبری از اعتراض نیست
اما آخه یکی نیست بهش بگه آخه خره کسی توی محرم میاد اینکارو بکنه ؟
توی این ماه امام حسین درس آزاد مردی رو به ما میده
به خاطر همین ده روز زندگی تمام شیعیان به اضافه خیلی از آدم های دیگه که حتی مسلمون هم نیستن عوض میشه
من داشتم با خودم فکر میکردم که اسرائی توی این جنگ شکست خورده . آخه توی این جنگ چهره وحشی خودش رو نشون داد .. حتی سایت هایی مثل BBC هم به وحشی بازی های اسرائیل اعتراف می کنن ولی فقط یکم چهرشو عوض میکنن
اخه یکی نیست بگه چقدر این اسرائیلی ها ساده هستند که این همه ماه توی ماه محرم کشتار یک عالمه آدم بیگناه رو شروع کردن
به نام خدا
داستان ماه السلطان و افلاتون
بچه ها میخوام برای شما یه قصته قشنگ بگم که کف کنید
با بازیگری
مجنون

ماه السلطان

افلاتون

دونکیشوت

و زورو 
یه روز یکی بود یکی دیگه نبود
زیر لایه اوزون سوراخ سوراخ شده یه پسری بود که هرچی باباش مامانش بهش میگفتن عزیزم گلم بیا برات یه زن پیدا کنیم این آقا افلاتون ما میگفت نه . نه . نه ......مامان افلاتون میگفت جیگرم آخه چرا زن نمیخوای موی سیاه دماغ دراز واه واه واه .......................ببخشید یه لحظه با داستان حسن کچل اشتباه شد.... آخه مشکلت چیه . افاتون گفت مامان من یه دختر حای کلاس میخوام از اونا که تا پدر دانشگاهو درنیارن از درس خوندن دس ور نمیدارن مامانش گفت عزیزم باشه هر جور که خودت میخوای . چشتون در نیارم این افلاتون مارفت در تویله رو باز کرد و گوسفندارو برد که بربرشون چراگاه همینکه رسید به اولین چراگاه خرشو توی پارکینگ پارک و به گوسفنداش گفت شما بچرید من هم میشینم برای دل خودم با فلوت های گلمی های گل رو میزنم.
300سال قبل از زمان حال
در همین زمان دونکیشوت که تصمیم گرفته بود بره برای ماه السلطان یه نامه اقامت در کشور دژقول فول بگیره و رفت نامه رو گرفت و برد که بدست ماه السلطان بده .همینطور که دونکیشوت داشت راه میرفت خرش یه دفعه یونجه تموم کرد و چونکه یونجه سهمیه بندی شده بود و اون هم از همه سهمیه کارت سوخت خود استفاده کرد همون جا موند در همین هین که دنبال یه سیم میگشت تا بتونه الاقشو (شما بخونید نوت بوک) به شبکه جهانی اینترنت وصل کنه یک دفعه یه چیزی شترق خورد بهش سرشو بالا کرد دید که مجنون آشفته حال خورده بشه . دونکیشوت گفت: آهای شما چرا به من برخورد نمودید مجنون گفت : من مجنونم و در غم بدست آوردن لیلی آشفته حال و پریشون هستم .
دونکیشوت هم که دید الان بهترین موقع هست تا نامه ماهالسلطان رو به باحال سیتی ببره به مجنون گفت اگر میخواهی این لیلیت را ببینی باید این نامه را به ماه السلطان برسانی . مجنون هم آشفته حال و سر پایین به راه افتاد تا شاید به لیلی برسد.
300 سال بعد از زمان 300 سال قبل
ماه السلطان که به همراه بغچه پر از کلوچه به دنبال جایی میگشت تا کلوچه هایش را به خلق و ملت بیندازد دستمالش از دستش افتاد درون جوی و آب بردش. لیلی هم که پریشون حال به دنبال دستمال چرقو میدوید یک دفعه مجنون پریشون حال را دید که از دور میاید . کمی ترمز کرد و به مجنون گفت .آهای، مجنون که میگویند تو هستی؟ مجنون گفت اری من مجنون هستم و به دنبال لیلی میگردم.
ماه السلطان هم گفت لیلی در کاخ آق بابا زندگی مکند کاخش هم اینوره.
لیلی هم خوشحال شد و به ماه السطان گفت تو چقدر خوبی بیا این نامتو بگیر.
در همین حین افلاتون که شاهد و نظاره گر این اتفاق بود یک دل نه یکصد دل شیفته ماه السلطان شد
و رفت از نگهبان تویله سوال کرد : ای مرد آیا تو این دختره کلوچه فروش را میشناسی او گفت که این دختر کسی نیست جز نگار نه ببخشید نام او ماه السلطان است خیلی ختری هستش هواست باشد
او گفت نه به من میگویند افلاتون من با خرم در چرا گاه های اطراف ولایتم هشتصدتا ملق زدم وتصادف خیلی سختی داشتم و هیچیم نشد .
خوب بچه ها قصه ما بسر رسید اما فلاتون به ماه السلطان نریسد
ما از این قصته چنتا نتیجه میگیریم
اول اینکه نفهمیدیم زورو این وسط چیکاره هست
دوم اینکه افلاتون هم احتمالا تنش میخاره
مرد: آره، دیگه نمیتونم بیش از این منتظر بمونم.
زن: میخواهى من از پیشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن.
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آیا تا حالا به من خیانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنین سوالى میکنی؟
زن: منو مسافرت میبری؟
مرد: مرتب!
زن: آیا منو میزنی؟
مرد: به هیچوجه! من از این آدما نیستم!
زن: میتونم بهت اعتماد کنم؟ ٠ ٠ ٠
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد از ازدواج
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین متن را این دفعه از پائین به بالا بخوانید....!!!
1-تالارهای عروسی مراکز فسادند چون پشت درهای بسته صورت می گیرند و معلوم نیست چه چیزی صورت می گیرد.
2-فرهنگسراها مراکز فسادند چون دخترها و پسرها به بهانه های فرهنگی با هم زیر درخت درباره مسائل غیر فرهنگی و مشکوک صحبت می کنند.
3-استخرهای زنانه مراکز فسادند چون زنهای بی حیا در آن لخت می شوند و شاید کارهای دیگر هم می کنند مثل زیرابی رفتن و البته بی شرفها مردها را هم راه نمی دهند .
4-رادیو هم مرکز فسادست چون تصویر ندارد و زن و مرد به بهانه نداشتن میکروفن کنار هم می نشینند و با هم چایی می خورند و تیکه می اندازند.
5-تاکسی ها مراکز فسادند چون مثل اتوبوسها ، زن و مرد جدا نیستند و وسطشان میله ندارد و با هم درباره گرانی جوسازی می کنند.
6-ورزشگاهها مراکز فسادند چون افراد به بهانه ورزش کردن حرکات موزون می کنند و بیخود خودشان را تکان می دهند پدرسوخته ها....
7-سینماها هم مراکز فسادند چون بیخودی سالن را تاریک می کنند . با هم ور می روند. مخصوصا آخر سالن دختر،پسرها می نشینند و هی دست می زنند و در صحنه های رمانتیک فکرهای اروتیک می کنند .
8-مهد کودکها مراکز فسادند چون دختر، پسرهای کوچک را هی با این گمان که اینا بچه هستن با هم تنها می گذارند و اینها هم همش دکتر بازی می کنند .
9-دفترهای ازدواج مراکز فسادند چون جوانها هی بیخودی با هم ازدواج می کنند و بعد هی طلاق می گیرند و زن مطلقه و مرد هوس باز در جامعه ول می شوند و ایدز می گیرند.
10-بیمارستانها مرکز فسادست چون پرستاران زن وقتی می بینند مکان مناسب دارند و شب هم خوابشان نمیبرد به جای خوردن آستامینوفن کدئینه کارهای دیگر میکنند.
11-دانشگاههای دولتی و غیر دولتی به دلیل تجمع دختران و پسران دانشجو و تحصیل علم در کنار یکدیگر و بعد از آن تحصیل چیزهای دیگر !
11-بقیه مراکز فساد در کشور متعاقبا اعلام می شود....