تبليغاتX
همه چیز و هیچ چیز ( خنده)

همه چیز و هیچ چیز ( خنده)

به سایت حسین جون خوش آمدید .. اینجا چیزای باحالی پیدا میشه کرد.

them to be new parents. They will tell you that all their knowledge about babies was not enough to keep them from being overwhelmed by their own babies.

All new parents feel the same way. All new parents work at knowing, understanding, and loving their babies. If you want to learn all about your newborn baby, and be able to respond to his/her needs appropriately – it is going to take a lot of your time.

In case you’re a young mother or father, having difficulties in putting the baby to sleep or feeding him, these instructions are the clearest you can get.

Here are some dos and don’ts when it comes to caring for the baby!

 

 

 

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/22ساعت 14:45  توسط hoseinsmart  | 

اصفهانیه یه 25 تومنی رو تو دستش هی فشار می داده دستش عرق می کنه می گه اگه تا صبحم گریه کنی خرجت نمی کنم

 

دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين

 

 

زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي

زندگي 4 پيچ داره تولد عشق ازدواج و مرگ سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟

 

 

 

پیغام گیر خونه حافظ اینا: رفته ام بیرون ز کاشانه ی خود غم مخور تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگزاری پیام آن زمان کو باز گردد خانه خود غم نخور

 

 

 مغزهاي بزرگ, درخصوص ايده ها صحبت مي کنند مغزهاي متوسط, در مورد حوادث بحث مي کنند مغزهاي کوچک, درباره مردم بحث مي کنند

ٌ

به عکس زير با دقت نگاه کن. چي نمي بيني؟ هيچي؟.......... دوباره نگاه کن. بازم هيچي؟ تو هيچي نوفهمي... اين عکس خرزو خان بيد ديگه

تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 15:57  توسط hoseinsmart  | 

به مناسبت گذشت ولنتاین
دو روز قبل از ولنتاين:

پسر اولی: پسر بازم امسال خل نشی و يه شبه كل حقوق يه ماهت رو براش خرج كنی‌ها!!!
از من ياد بگير! هر سال يه هفته قبل از ولنتاين باهاش قهر ميكنم كه خرج رو دستم
نيفته! دو روز بعد از ولنتاين هم دوباره بهش زنگ ميزنم و باهاش آشتی ميكنم!!!
پسر دومی: آخه نميشه كه مهدی جون! حداقل يه دسته گل بايد براش بخرم و شام ببرمش
بيرون! اگه امسال گردنبند براش نخرم كه تا دو سال باهام حرف نميزنه! گردنبند بدون
گوشواره هم كه خوبيت نداره!

.....

دختر اولی: ای بخشكی شانس!! ولنتاين رسيد و من هنوز هيچكی رو پيدا نكردم خرش كنم تا
برام كادو بخره!! امسال خوردم به پيسی!!
دختر دومی: نگران نباش بابا! ماشالا خر زياده! از من ياد بگير! هر سال دو تا دو تا
كادو ميگيرم!! بهت قول ميدم يه خورده زرنگ بازی در بياری تو هم امسال مثل من دو تا
كادو ميگيری!
 
.....

شاگرد رستوران: اوسا؟ اين غذاهايی كه اضافه مونده رو چيكار كنيم؟
صاحب رستوران: بذار تو يخچال دو سه روز ديگه كه ولنتاين ميشه اينجا شلوغ ميشه
استفاده ميكنيم!

.....

شاگرد گلفروش: آقای گلزاری؟ اين گلها داره پلاسيده ميشه! ‌بريزمشون دور؟
گلفروش: چی چی بريزيشون دور؟؟! همين ها رو يكی دو روز ديگه که ولنتاين رسيد مردم تو
صف واميستن كه دو سه برابر قيمت بخرند!!

.....

سرباز اولی: حسينی؟ جناب سروان بهت مرخصی داد بالاخره؟
سرباز دومی: نه! هرچی بشش التماس كِــردُم كه بايد برُم شهرستون عروسی خالومون، تو
جلدش نرفت كه نرفت! گفت كه بايد بمونی اين هفته سرمون شلوغه!

.....

طلافروش اولی: آقای جواهريان؟ به نظر شما اين همه جنس بنجل توی انبار داريم
چيكارشون كنيم؟
طلافروش دومی: كاری نداره كه عزيز من! همه رو بيار بزار تو ويترين... بهت قول ميدم
اين دو سه روز آبشون ميكنی!!

.....

دو روز بعد از ولنتاين:

شاگرد گلفروش: آقای گلزاری! راست ميگفتی ها!
شاگرد رستوران: اوسا! شما راست ميگفتين ها!
طلافروش اولی: آقای جواهريان! راست ميگفتی ها!
سرباز اولی: جناب سروان راست ميگفت ها!
پسر دومی: مهدی‌جون راست ميگفتی ها! عجب خريتی كردم!
دختر دومی: ديدی راست ميگفتم! .... زياده

نتیجه اینکه ما پسرا بر عکس اون چیزی که فکرشو میکنیم خیلی با هوشیم ولی خیلی خریم . البته همه پسرا اینطو نیستن تعداد معدودی هستند که خر نیستن مثل بنده روز والنتان به جی جی یدونه لنگ دمپایی که توی توالت باهاش یه سوسک رو له کرده بودم دادم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 1:55  توسط hoseinsmart  | 

جک دزدی هم چه حالی میده

ساعت ۵ بعد الظهر اردبیل روز ولنتاين ---- - خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟ رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ - خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه ! رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟! - خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست ! - رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 1:7  توسط hoseinsmart  | 

مرغ؟


hosein pyaze : از جوجه تيغي کوچولو پرسيدم بزرگترين آرزوت چيه؟ معصومانه نگاهم کرد و گفت بغلم ميکني؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 1:5  توسط hoseinsmart  | 

سوسنگرد

1 بار 1 تركه ادعاي پيامبري ميكنه بهش ميگن خوب اسم كتابت چيه ميگه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد.


تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 1:3  توسط hoseinsmart  | 

یک مشت اس ام اس توپ دیگه

بابا نوئل بهم گفت بین گل و گلدون یکیو انتخاب کنم...منم گلدون رو گرفتم تا تورو توش بذارم.... . . . . . . . . آخه تو بهترین کود دامی دنیایی!!!

 

باقیش در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/30ساعت 14:40  توسط hoseinsmart  | 

جک 3 : تركه    ميره   دستشوئي زنونه ميگيرنش ميگن : مگه کوري نميبيني زنونست؟
ميگه : من چکار کنم اینجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 11:43  توسط hoseinsmart  | 

جک

يه روز يه عربه ميره تهران يه زن ميبينه ميره جلوش ميگه خانوم همين دوست دختر كه ميگن شمائيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 13:21  توسط گربه ملوس  | 

جک جک جک فقط زیاد نخند

يه روز به يک مرد مي گن: يک جمله بساز که توش آب باشه؟
مي گه: لوله آب.

يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.

دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!

اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .

 

يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!

يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!

يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.

يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب ميکنه.

يه اخي ميره پنجاه تومن ميندازه صندوق صدقات، ميبينه قوچعلي داره از اون ور خيابون بهش مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني ميندازه، مي بينه قوچعلي باز داره مي خنده، فکر مي کنه ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده، خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه قوچعلي دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور خيابون به قوچعلي ميگه: آخه آمو براي چي مي خندي؟ کار من کجاش خنده داره؟
قوچعلي ميگه: ه ه ه ...اين خو گوشي نداره.

يه روز يزديا ميان تهرون ، به تهرونيا مي گن: شما چرا از ما يزديا جك نمي سازين و فقط جك هاتون از غضنفر و قوچعلي يه؟
تهرونيا مي گن : شما هم بايد يه سوتي بدين ، بعدا برا شما هم جك مي سازيم.
خلاصه بعد از مدتي يزديا ميان تهرون مي گن: آقا بيايين يزد ، ما وسط كوير سد زديم. تهرونيا ميرن يزد كه سد رو ببينن و از يزديا جك بسازن. ميرن وسط كوير ، مي بينن بله، يه سد وسط كويره ، يهو نگاه مي كنن ، مي بينن بالاي سد غضنفر و قوچعلي نشستن دارن ماهي مي گيرن!!

يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سو سک .
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان
نمي ميرند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت 14:8  توسط hoseinsmart  | 

ایا میدانید که؟


چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

چرا مار نمي‌تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد كه براي خداحافظي تكان دهد

براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نكرد

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

اگر كسي قلبش ايستاده بود چه مي‌كنيد؟ برايش صندلي مي‌گذاريم

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

چرا دو دوتا مي‌شود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايی لرا رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

يك ترك را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: لطفاً بچرخانيد

چرا تركها نميتوانند يخ درست كنند؟ چون آنها هميشه دستورالعمل تهيه را فراموش مي‌كنند

چرا تركها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

اگر در يك موسسه سطح بالا يك ترك ببينيد به او چه ميگوييد؟ يك بازديد كننده

چرا تركها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت 13:35  توسط hoseinsmart  | 

از لره میپرسند:توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟

از لره میپرسند:توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟

میگه آره بابا(لره وهاردی)(سوفیا لره)(الیزابت تای لور)تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته کلر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/11ساعت 15:45  توسط hoseinsmart  | 

جک جک

روی ادامه مطلب کلیک کن تا ببینی چه جک های خنده داری از توی سایتهت دزدیم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 10:32  توسط hoseinsmart  | 

فارسی را پاس بداریم (و عربی را زاپاس)

اقا به ما  ایرانی ها نیومده که یک جا مثل بچه بشینیم . همش یا باید اینو تغیر بدیم یا اونو ویرایش کنید .

از اونجا که من هم یک ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار میکنم این خاصیت رو محترم میشماریم .

به خاطر همین یه چندتا از این ویرایش نامه ها برای شما از سایتی دزدیدم

با تشکر از مسروق(بر وزن مسروق که همان کسی است که از او چیزی دزدیده میشود)

در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/02ساعت 12:47  توسط hoseinsmart  | 

خنده دار

ببینید و پند بگیرید (خنده دار)

ضایع شدن در چت!!!

پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟
دختر: سلام، خواهش می کنم asl plz ؟
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/ نازنين/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسی! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT آمريکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته‌ي گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی! واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟
پسر: من بچه‌ي تجريشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چی؟
دختر : خيابون دربند!؟ کجای خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟
پسر: من؟ حسينی! چطور!؟
دختر: چی؟ وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ي خونه رو بدی! مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ، عمه ملوک شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده....، آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ي منو به آدمای توی چت ميدی؟ می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا!
راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت 14:49  توسط hoseinsmart  | 

جکهای خنده دار و فقط بخندید

به نام خدا
زلزله

ميدونيد چرا زلزله اومد؟

يکی جواب پی ام خدا رو نميده،خدا بوزش

ميکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حتما ادامه جک ها رو ببینید
بروز شده در تاریخ۱۹ آذر ۱۳۸۵ یکشنبه 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/19ساعت 8:22  توسط hoseinsmart  | 

دوست داری با کلاس بشی؟

ادامه مطب رو بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/12ساعت 9:39  توسط hoseinsmart  | 

وای وای وای

اقا یه  فلش توپ دارم که هرکی دوست  داره یکم به بلر و بوش بخنده اینارو ببینه خیلی باحالن

http://www.andyfoulds.co.uk/amusement/changeoften.swf

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 11:20  توسط hoseinsmart  | 

جک های با حال جرج بوش

جرج بوش یک کتاب بزرگ از خاطرات خود نوشته است که اسمش خاطرات منو بقیه  قرار است که متن این کتاب رو کم کم در این و قرار بدم بخونید و لذت بگیرید و نظر هم ندید در ضمن من پسرم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/08ساعت 7:13  توسط hoseinsmart  | 

 
داغ کن - کلوب دات کام

OLC.ir