مبارزهء حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) و شهادت آن مظلوم
از بعض ارباب مقاتل نقل است كه چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام نظر كرد هفتاد و دو تن از ياران و اهلبيت خود را شهيد و كشته بر روي زمين ديد عازم جهاد گرديد، پس به جهت وداع زنها رو به خيمه كرد و پردگيان سرادق عصمت را طلبيد و ندا كرد كه اي سكينه، اي فاطمه، اي زينب، اي ام كلثوم. عَلَيْكُنَّ مِنّي السَّلامُ:
پس سكينه عرض كرد يا اَبَه اَسَتَسْلَمْت لِلْمَوتِ اي پدر آيا تن به مرگ دادهاي؟ فرمود چگونه تن به مرگ ندهد كسي كه ياور و معيني ندارد عرض كرد پس ما را به حرم جدمان بازگردان، حضرت در جواب بدين مثل تمثل جست:
اگر صياد از مرغ قطا دست بر ميداشت آن حيوان در آشيانة خود آسوده ميخفت. كنايت از آنكه اين لشكر دست از من برنميدارند، و نميگذارند كه شما را به جائي برم، زنها صدا به گريه بلند كردند، حضرت ايشان را ساكت فرمود. و گويند كه آن حضرت رو به ام كلثوم نمود و فرمود.
در اثبات الوصيه است كه امام حسين عليه السلام حاضر كرد علي بن الحسين عليه السلام را و آن حضرت بیمار بود پس وصيت فرمود به او به اسم اعظم و مواريث انبياء عليهم السلام و آگاه نمود او را كه علوم و صحف و مصاحف و سلاح را كه از مواريث نبوتست نزد ام سلمه رضي الله عنها گذاشته و امر كرده كه چون امام زين العابدين عليه السلام برگردد به او سپارد.
در دعوات راوندي از حضرت امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه فرمود پدرم مرا در بر گرفت و به سينه خود چسباند در آن روز كه كشته شد وَالدّمآءُ تَغْلي و خونها در بدن مباركش جوش ميخورد، و فرمود اي پسر من حفظ كن از من دعائي را كه تعليم فرمود آنرا به من فاطمه صلوات الله عليه و تعليم فرمود به او رسول خدا صلي الله عليه و آله و تعليم نمود به آن حضرت جبرئيل از براي حاجت و مهم و اندوه و بلاهاي سخت كه نازل ميشود و امر عظيم و دشوار و فرمود بگو:
بِحَقّ يس وَالْقُرانِ الْحَكيمِ وَ بِحَقّ طه وَالْقُرانِ الْعَظيم يا مَنْ يَقْدِرُ عَلي حَوائِج السّائِلينَ يا مَنْ يَعْلَمُ ما في الضَّميرِِ يا مُنَفّسَ عَنِ الْمَكروُبينَ يا مُفَرّجَ عَنِ الْمَغْمُومينَ يا ارحِمَ الشَّيْخ الْكبيرِ يا رازِقَ الّطِفْلِ الصَّغيرِ يا مَنْ لايَحْتاجُ اِلَي التَّفْسيرِ صَلّ عَلي مُحًّمَدٍ وَ الِ مُحَّمَدٍ وَ افعَلْ بي كَذا وَ كَذا.
در كافي روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام وقت وفات خويش حضرت امام محمد باقر عليه السلام را به سينه چسبانيد و فرمود اي پسر جان من وصيت ميكنم ترا به آنچه كه وصيت كرد به من پدرم هنگامي كه وفاتش حاضر شد و فرمود اين وصيت را پدرم به من نموده فرمود,
يا بُنّيَّ اِيّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً اِلاّض اللهُ.
اي پسر جان من بپرهيز از ظلم بر كسي كه ياوري و دادرسي ندارد مگر خدا.
راوي گفت پس حضرت سيدالشهداء عليه السلام به نفس نفيس عازم قتال شد. امام زين العابدين عليه السلام چون پدر بزرگوار خود را تنها و بيكس ديد با آنكه از ضعف و ناتواني قدرت برداشتن شمشير نداشت راه ميدان پيش گرفت، ام كلثوم از قفاي او ندا در داد كه اي نور ديده برگرد، حضرت سجاد عليه السلام فرمود كه اي عمه دست از من بردار و بگذار تا پيش روي پسر پيغمبر صلي الله عليه و آله جهاد كنم، حضرت سيدالشهداء عليه السلام به ام كلثوم فرمود كه باز دار او را تا كشته نگردد و زمين از نسل آل محمد عليهم السلام خالي نماند. بالجمله امام حسين عليه السلام در چنين حال از محبت امت دست بازنداشت و همي خواست بلكه تني چند به راه هدايت درآيد و از آن گمراهان روي برتابد. لاجرم ندا در داد كه آيا كسي هست كه ضرر دشمن را از حرم رسول خدا صلي الله عليه و آله بگرداند؟ آيا خداپرستي هست كه در باب ما از خدا بترسد؟ آيا فريادرسي هست كه اميد ثواب از خدا داشته باشد و به فرياد ما برسد؟ آيا معيني و ياوري هست كه به جهت خدا ياري ما كند؟ زنها كه صداي نازنينش را شنيدند به جهت مظلومي او صدا را به گريه و عويل بلند كردند.
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/10/30ساعت 15:50  توسط hoseinsmart
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/06/03ساعت 22:6  توسط hoseinsmart
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/06/03ساعت 22:6  توسط hoseinsmart
|
تمام فکر و اندیشه خود را بر روی کاری که در دست انجام دارید متمرکز کنید و به یاد داشته باشید نور خورشید وقتی میتواند بسوزاند که توسط یک عدسی کاملا متمرکز شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/02/19ساعت 21:21  توسط hoseinsmart
|
عجیب استشگفت ترین و بزرگترین آثار هنری معماری دوران باستان به شمار می آیند که فعلاً تنها یکی از این عجایب معماری وجود دارد و متباقی در مرور زمان از بین رفتند نخستین کسیکه در باره این شهکار های معماری تحقیق و کتابی نوشت آنتیپاتروس سویدنی است . کتاب او بهر حال نه دارای دیدگاه فلسفی بوده و نی یک کتاب هنری محسوب میشود، بلکه راهنمای ساده ای برای سفر در عهد باستان بوده است ـ
اگر خود به راستی به این سفر ها رفته باشد و سخن دیگران را بازگو نکرده باشد، بیشتر راههای تجارتی معروف آن زمان را دنبال میکرده . او فقط یکی از عجایب هفتگانه را در یونان یافت پیکره زئیوس اثر فیدیاس ، او در اسیای صغیر معبد آرتمیس را ، در افسوس آرامگاه شاه موزولوس پادشاه هالیکارناس را در جزیره رودس مجسمه غول پیکر که به مجسمه هلیوس معروف بود ، در افریقا فانوس دریائی اسکندریه و هرام مصر و بلاخره در آسیا دور باغهای معلق بابل دیده است ـ
آنتیپاتروس در نوشتارش به ساختمانهای معروفی که در نزدیک اش بودند و یا به اصطلاح جلوی خانه اش واقع بودند مثلاً ساختمان اکروپولیس در آتن اشاره ای نکرده ، زیرا کتاب او به عنوان راهنمای سفر برای یونانیان که قصد سفر و یا برای قشر تحصیلکرده بود ـ
وی همچنین تنها آن عجایبی را در کتاب خود ثبت کرد هنوز در آن دوران دیده ویشدند . مثلاً برج بابل، که بدون تردید یکی از عجایب آن زمان بود که دوران زندگی آنتیپاتروس در هم فرو ریخته و لذا جز مناظر دیدنی شمرده نمیشد و او نمی خواست ویرانه ها را به مردمان عصر خویش ارائه کند . چون یونانی ها عاشق هنر و زیبائی بودند و خرابه را قابل تحسین و عجیب انگیز نمی دانستدـ
عجایب هفتگانه جهان قرار ذیل می باشند: ـ |
هرم بزرگ جیره
هرم بزرگ جیره که نزدیک قاهره دیده میشود یکی از جمله عجایب هفتگانه است که تا این زمان وجود دارد و گذشت دوران و حوادث نتوانسته است خللی در ارکانش ایجاد کند. سطح قاعده هرم جیره مربعی است که هر ضلع آن 233 متر است و این اثر معماری حیرت انگیز متکی به سطحی است که مساحتش بالغ بر 54 هزار متر مربع می باشد . بر اثر عوامل جوی تاکنون 12 مت از ارتفاعش کاسته شده است حجم این توده بزرگ و عظیم سابقاً دو ملیون و هفتصد هزار متر مکعب که شامل وزنی معادل هشت ملیون تن بود، این مقدار سنگ ثابت میکند که در مشرق رود نیل کوه هایی وجود داشته که تخته سنگهای آن را به این نقطعه حمل کرده و بر روی هم قرار داده اند . بنای عظیم روی قاعده سنگی هرم بسیار دقیق است به طوریکه معماران امروز حیرانند که در آن زمان با چه وسایلی به این دقت بدون کوچک ترین اشتباهی اندازه گیری و دیزاین شدهاست . راهروی ورودی هرم مختصر خمیده گی دارد که مستقیم به طرف شمال میرود، اگر یک خط فرضی از منتها الیه راهرو ادامه یابد با چند درجه اختلاف پائین تر به قطب منتهی میشود و این اختلاف به علت محور زمین است که در طول این مدت پیدا شده است . هرم مصر مقابر فراعنه می باشد ـ |
|
|
باغ های معلق
در زمان قدیم در بابل پادشاهی بود بنام نینوس که با سمیرامیس ازدواج کرده بود . سمیرامیس از زندگی در بابل خسته شده و بابل برای او ملال نگیز گشته بود . شوهرش برای رفع اندوه او با قدرت مطلقه ای که داشت دستور ساختن بنایی را داد که در کرانه رود فرات بنا گردید. باغهای معلقه میان خالی بود به طوری که تحمل وزن ساکنین ان را داشت و خراب نمیشد . برای آنکه به ارزش چنین بنایی پی ببریم باید توجه کرد که در آن زمان هیچ کس از طرز ساختن سقفهای ضربی اطلاعی نداشت . این خود یکی از عجایب ساختمان باغهای معلق گردید . تنها راهی که برای معماران موجود بوده ساختن ستونهای سنگی بود که قدرت تحمل بنا را داشته باشند در بنای این ستونها از تخته سنگهای سنگین و چهارگوش که هر ضلع آن پنج متر بود استفاده میکردند . در حقیقت باغهای معلق بابل بر فراز جنگلی از ستونهای مرتفع و سنگی قرار گرفته بود . مسله دیگری که در باغهای معلق بابل فوق العاده به نظر میرسید چگونگی نفوذ ناپذیر بودن تپه ها بود که بر روی هم قرار داشتند معلوم نیست چه وسیله ای به کار می بردند که آب باران و برف از هر یک از باغها به پائین نفوذ نکند . برای آبیاری طریقه ای بکار میبرند که آب رود فرات مستقیماً به مرتفع ترین قسمت باغ جریان داشت تا بتوانند درختان و گلها را آبیاری کنند . باغهای معلق بر همه شهر مسلط بود چشم انداز زیبای داشته و از فراز آن منظر رود فرات ، شهر،سربازان و جاده ها پیدا بودند و عبور و مرور قافله که بین شرق و غرب در تردد و حمل کالای تجارتی بودند به خوبی دیده میشده
اما متاسفانه از این شاهکار معماری چیزی باقی نمانده است ـ |
|
|
معبد دیان
معبد دیان (الهه شکار و ماه) در یونان واقع شده بود . ابتدا بارگاه این الهه بسیار نکبت بار بود . این بارگاه عبارت از پیکره ای بود که داخل درخت مجوفی جای داشت ولی در قرن 6 قیل از میلاد تصمیم گرفتند معبد بسیار با شکوهی برای ااهه بنا کنند . برای ساختن این معبد محل دقیقی لازم بود تا از زلزله های دائمی که در این منطقه روی میداد در امان باشد و به همین دلیل تصمیم گرفتند روی زمینی باطلاقی و نرم دست به عبارت بنا بزنند .
نخست مقداری زیادی ذغال و چوب و بوجی های پوستی در آن باطلاق ریختند تا قابلیت تحمل بنا را پیدا کند . برای مصالح ساختمانی آن ، سنگ مرمر را در نظر گرفتند. این معبد در فضایی به طول یکصدو بیست و هفت متر و عرض 73 متر ساخته شد . ساختمان این محصور به 127 ستون بود که به سبک معماری یونانیف در دو طبقه بالا رفته بود .ارتفاع این ستونها هر یک 19 متر متر که روی سرستونها تخته سنگهای مرمر چهار گوش افکنده بودند که بام معبد را تشکیل میداد. ساختمان این معبد به سال 400 قبل از میلاد پایان یافت ، ولی نیم قرن بعد یعنی در سال 446 قبل از میلاد بر اثر آتش سوزی مهیبی از بین رفت و نابود شد . شاید به نظر عجیب آید که آتش چگونه توانسته است توده های حجیم و وزین سنگ مرمر را از بین ببرد، اما حقیقت امر این بود که سنگ مرمر ستون بندی داخلی معبد بود و تیغه های چوبی که اطاقها و راهرو ها را از هم جدا میساخت بکلی طعمه حریق شدو بر اثر حرارت حاصله از سوختن چوبها ف سنگهای مرمر اسید کربنیک خود را از دست داده و به صورت سنگهای آهکی معمولی درآمدند و از سنگهای مرمر جز آهک چیزی باقی نماند ـ
واقع شوم آتش سوزی عمدی بود و مردی جاه طلب به نام استورات چون توفیقی در بدست آوردن شهرت نیافته بود خواست از این طریق شهرتی بدست آورد و معبد دیان را طعمه حریق کرد . معبد را دو باره بنا کردند ولی به سال 362 میلادی که (گت ها) بر آسیا صغیر تسلط یافتند معبد دیان را برای دومین بار تخریب کردند . کم کم در طول زمان سنگها و سایر مصالح و تزئینات اش را ربودند و بطوری که امروزه کمترین اثری از معبد دیان برجای نمانده است ـ |
|
|
مجسمه زئوس
طبق اساطیر یونان باستان جایکاه زئوس در تسالی بر فراز امپ بود . زئوس آنچنان قدرتی داشت که با مختصر اخمی کوهی را متزلزل میکرد به همین جهت است که فئیدیاس مجسمه ساز مشهورف مجسمه خدای خدایان را با پیشانی ترش و در حالی که چین بر ابرو افکنده است تراشیده.
این مجسمه عظیم چهار مین عجایب سبعه دنیای قدیم بود. ارتفاع آن پانزده متربود و نشان میداد که خدا بر تخت نشسته است . تخت الهی از عاج و آبنوس بود که طلا و جواهرات گرانقیمت در آن به کار گرفتهشده بود . زئوس از طلا و عاج تراشیده شده بود اندامش از چوب آبنوس بود که قسمتهای عریانش از عاج نشان داده بودند تا برهنه وانمود شودف و بقیه بدنش با طلا اندود شده بود. تاجی از درخت خار که آن هم طلا خالص بود روی سر داشت . مجسمه کوچک الهه پیروزی را بدست گرفته و عصای سلطنت را در دست چپ داشت . با وجودی که اثری از این مجسمه برجای نمانده است ولی از چند سکه قدیم رومیان که بدست آمده میتوان به عظمت آن پی برد ـ |
|
|
مقبره موزل
در قسمت جنوب غربی آسیا صغیر، شهری بود بنام (هالی کارنارس) که در قرن ششم قبل از میلاد مسیح شاه موزول با همسرش آرتمیس در آن حکومت میکردند. دربار او مرکز هنر و صنعت بود و او به معماران فرمان داد بنایی بسازند که دیدارش خاطر اهرام مصر را در دل زنده کند . بدین معنی علاوه براین که یک شاهکار هنری بوجود آورند مقبره ای هم باشد.
بدین ترتیب طرح و پایه پنجمین عجایب دنیا قدیم ریخته شد . این بنای چهار گوش در ساحه 140 متر مربع مساحت ستون بندی شده بود و سقفش هرمی شکل بود که در راس آن گادی پیروزی با چهار اسپ حامل شاه و ملکه بود . این بنا در حدود 40 یا 50 متر ارتفاع داشت و آنرا بنام مقبره موزول یاد میکردند ـ
مقبره موزول پس از حمله بربرها و اعراب هنوز بر جا مانده بود . ولی نجیب زادگان و سواران سن ژان آنرا به ویرانی کشیدن تا سنگهایش را برای ساختن استحکامات و برج ها به کار گیرند، بعداً در طول سالیان متمادی سنگ ها مرمر محوطه ای که بنا روی آن واقع شده بود را سوزاندند و از آن آهک ساختند . هنگامی که مشغول سوزاندن آن سنگها بودند تالار زیر زمین آنرا کشف کردند که راهروی باریکی داشت و به اطاق کوچکی منتهی میشد دراین اطاق تابوت مجللی از سنگ مرمر پیدا کردند.چون وسایل و ابزاری برای باز کردن تابوت سنگی نداشتند این کار را به روز بعد موکول کردند اما شبانگاه دزدانی که از این کشف اطلاع پیدا کرده بودند داخل زیر زمین شده و هرچه در تابوت بود خالی کردند و بردند ـ
امروزه از آن بنای با عظمت و شگفت انگیز به جز مختصر آثاری که ارزش زیادی ندارند چیزی باقی نمانده است ـ |
|
|
مجسمه رودس
در جنوب شهر هالی کارناس جزیره رودس واقع شده که ساکنین اش عموماً کشتی ران و ناخدا بودند به همین دلیل بندر رودس به سرعت رو به ترقی رفت . مردم این جزیره دارای ذوق هنری و مجسمه سازی بودند به گفته یکی از معاصرین در آن جزیره قریب 3 هزار مجسمه معمولی وجود داشته که 100 فقره آن غول پیکر آسیا بود . مشهور ترین آنها مجسمه عظیم و شگرف رب النوع خورشید به نام هلیوس بود که آن را مجسمه رودس مینامند . این مجسمه غول پیکر تقریباً 40 مت ارتفاع داشت طوری ساخته شده بود که از وسط دو پایش کشتی ها عبور و مرور میکردند . ولی متسفانه عمر این مجسمه از 56 سال تجاوز نکرد زیرا در اثر زلزله شدیدی بر زمین افتاد و ویران گردیدـ
میگویند پس از هجوم اعراب و فتح جزیره رودس تکه پاره های این مجسمه را به یک نفر یهودی فروختند که وی برای حمل آن تکه ها 900 شتر کرایه کرد ـ |
|
|
فانوس دریایی اسکندریه
هفتمین عجایب جهان باز هم در مصر بود. برجی که بر فراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد . این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریای را در این این نوع ساختمانها که چراغ راهنمایی برای کشتی است بکار میبرند . برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلمیوس دوم 307 - 247 قبل از میلاد به وسیله معماری به نام سوسترات ساخته شد . آنچه که تاریخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست . یونانی ها میگویند در حدود 272 متر ارتفاع داشته ، ولی اعراب که 10 قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته اند ارتفاع خرابه برج به 16 متر میرسد این برج روی پایه ای چهار گوش که 69 متر ارتفاع آن بوده از دیواری 8 ضلعی و 38 متری بالا رفته است که برج 9 متری دیگر روی آن بنا شده بود که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود . این برج تا قرن 12 راهنمایی کشتی ها بود ولی در سال 1375 میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد از بین رفت و چیزی هم از خرابه های آن در دست نیست ـ |
|
|
+ نوشته شده در شنبه
1386/12/18ساعت 20:13  توسط hoseinsmart
|
سلام . خیلی از شما ها ممکنه بگید بابا این عکسه چیه دیگه ....
اگر دقت کنید عکس سمت راستی عکس یه خانوم خوشحاله و سمت چپی یه آقای عبوس و ترسناک . حالا بیایید یه امتحان کنیم و یه ۳متر از مونیتور دور شید و به عکس نگاه کنید....... حتما شما هم مثل من شوکه شدید نه؟
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/05/28ساعت 2:39  توسط hoseinsmart
|
سلام کیان جان با وجود آنکه ازت زیاد خوشم نمیاد و حوصله دیدن ریختت رو ندارم ولی در جوابت باید بگویم که
:تو خواب هایت هم مثل ادمها نیست
:بعد هم کی زن میگیری که بدبخت بشی بری پی کارت
:تازم خدا کنه یه زن دزفولی گیرت بیاد تا بترکونتت ..... آخه حسن میگه اگه کسی زن دزفولی بگیره میترکه
به امید بدبختیت........................................
مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مدادسفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مدادرنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...وآنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد 
به ترکه ميگن جورابات رو کي شستي ميگه سوال تاريخي نپرسيد؟؟؟؟؟؟
اینا رو هم black_house-n70-ball-shangol-mangol-pegahina-shinsogan- زحمتشون رو کشیده و فرستندیده
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/02/27ساعت 15:51  توسط hoseinsmart
|
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/12/22ساعت 14:37  توسط hoseinsmart
|
سلام کا
واقعا وقتی من نظرات شما رو میبینم بسیار خوشحال میشم بخاطر اینکه متوجه میشم که هنوز وب لاگم زندس
به خاطر همین تصمیم گرفتم که بر عکس همیشه یکم مفید باشم به همین خاطر از توی ارشیو مطلبی رو در باره خانه کعبه ژیدا کرده و در این مکان قرار دادم امید وارم این مطلم به سمع و نظر شما بیاید
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/12/16ساعت 23:7  توسط hoseinsmart
|
تو به من خنديدي
و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالها هست كه در گوش من آرام،
آرام
خش خش گام تو تكرار كنان،
ميدهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا،
- خانه كوچك ما
سيب نداشت .
دزدیده شده از وب لاگ یک بیچاره
+ نوشته شده در شنبه
1385/10/30ساعت 14:13  توسط hoseinsmart
|
+ نوشته شده در شنبه
1385/10/30ساعت 12:11  توسط hoseinsmart
|
تفاوت هاي دختر ها و پسر هاي ايروني
1-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند
2-اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!
3-يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه
4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!
5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!
ادامه مطلبو نگاه کنیید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/10/26ساعت 15:13  توسط hoseinsmart
|
بر اساس تحقیقات یک موسسه ژاپنی که بر روی رابطه گروه خون افراد با ویژگی های شخصیتی آن ها کار می کند، افراد با گرو ه های خونی مشابه دارای شخصیت ها مشابهی هستند. آیا شما با این طبقه بندی موافق هستید؟
TYPE O
شما می خواهید که بر دیگران رهبری کنید و وقتی چیزی را می خواهید هر کاری برای به دست آوردن آن می کنید. . شما دیگران را به دنبال خود می کشید، وفادارید و پر انرژی، شما حسود هستید و به راحتی می توانید با دیگران رقابت کنید.
TYPE A
شما به هارمونی، آرامش و سازماندهی کار ها علاقه مند هستید. با دیگران به خوبی همکاری می کنید و احساساتی، صبور و حساس هستید. در کنار این ها شما سخت کوش هستید و می توانید در رویاروی با مسایل آرامش خود را حفظ کنید.
TYPE B
شما کاملا فرد گرا هستید و می خواهید هر کاری را به روش خودتان انجام دهید. شما خلاق و انعطاف پذیر هستید به گونه ای که می توانید با هر موقعیتی به آسانی تطبیق پیدا کنید. ولی اصرار شما بر مستقل بودن گاه بیش از حد است و به نقطه ضعف شما تبدیل میشود.
TYPE AB
دوست داشتنی و مسلط به نفس. شما معمولا محبوب هستید و با افراد به راحتی رابطه برقرار می کنید. شما توانایی خوبی در سرگرم کردن دیگران دارید ولی به راحتی با کسی صمیمی نمی شوید. کمی در تصمیم گیری مشکل دارید.
+ نوشته شده در شنبه
1385/10/16ساعت 14:26  توسط hoseinsmart
|
جويدن آدامس وقتي داري پياز خورد ميکني باعث ميشه...اشکت در نياد...دفعه ديگه امتحان کن بچه کوچولو ها تا شيش ماهگي در حين نفس کشيدن مي تونن يه چيزي رو هم ببلعند...جان من مواظب باش
نود و هفت درصد از مردم وقتي يه خودکار بهشون ميدي اولين چيزي که مينويسن اسمشونه..
قابل توجه اقايون اگه ميخوان اسم يه خانومو بدونن يه خودکار بدن دستش با يه کاغذ
پشه هاي نر گياهخوارن..فقط ماده ها نيش ميزنن
متوسط ميدان ديد يک انسان در بر گيرنده زاويه اي 200 درجه از محيط مي باشد
اگه ميخواين بدونين که يه هندوونه رسيده هست يا نه...يه ضربه کوچولو بزنين بهش ..اگه صداي پوک بودن داد يعني رسيده
نيتروژن موجود در بند انگشتاتون است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1385/10/16ساعت 14:24  توسط hoseinsmart
|
از اینکه شما اینقدر به این مسائل نجوم علاقه مندید، بسیار خوشحالیم! پس بدون اتلاف وقت به معرفی زهره می پردازیم
( لطفا کامل بخونید شاید که این مطلب بتونه هم به شما و هم به دیگران کمک کنه که همیشه نباید شاهد زمین خوردن دیگران باشیم از این دست مسائل ممکنه برای هر شخص اتفاق بیفته . دوست دارم نظرتون رو هم بنویسید)زهره یا ونوس یکی از سیاره هایی است که می توان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی ستاره شام نامیده میشود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگری به زمین نزدیک می شود و در نزدیکترین نقطه به 42 میلیون کیلومتری ما میرسد. در روشن ترین حالت، پس از ماه، درخشنده ترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده می شود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به 6100 کیلومتر و چگالی آن 501 گرم بر سانتی متر مکعب است.
زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره ''الهه عشق'' نامیده میشود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. زهره و زمین دوقلو هستند، زیرا جرم و اندازه تقریبا یکسانی دارند. با وجود این در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت هستند. نظر شما را به دیدن تصاویری از این سیاره جلب میکنیم:

تهیه شده در و بلاگwww.hoseinsmart.blogfa.ocm





+ نوشته شده در شنبه
1385/10/16ساعت 10:59  توسط گربه ملوس
|
بعضی وقت ها از خدا درخواست میکنیمکه ای خدا چرا این اتفاق افتاد.... چرا اینجوری شد .... آخه چرا؟
اما در پس پرده ما انسانهای نادان نمیدانیم چه خبر است
ای خدا کمکم کن تا بتوانم.
جملاتی چند از استاد بزرگ hoseinsmart
ادامه مطلبو رو بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1385/10/02ساعت 12:40  توسط hoseinsmart
|
یه چند تا نصیحت داشتیم برای آقایون محترم که امید وارم ازشون خوب استفاده کنند
(بترکه چشم حسود)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1385/10/02ساعت 12:12  توسط hoseinsmart
|
سلام دوباره به اندک بینندگان این ول باگ
امروز داشتم تو سایتای خبری میگشتم یک خبر خیلی جالب به چشمم خورد که حیفم اومد به شما دوستان نشونش ندم
خبر از این قراره که کودکان اسرائیلی برای ثابت کردن محبت خود به هم نوعانشون هدیه های بسایر جالبی رو برای اونها فرستادن ...آما از نو خوش
متن نامه
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/09/19ساعت 14:42  توسط hoseinsmart
|
تفاوت آرزو و خواستن
روزی جوانی از استاد فرزانه اش پرسید : " چگونه می توان خردمند شد؟" استاد اورا به کنار رودخانه ای برد و سرش را در آب فرو کرد! پس از چند لحظه جوان احساس خفگی کرد و به تکاپو افتاد . اما استاد سر او را همچنان در آب نگه داشت. شاگرد بر تقلای خود افزود تا خود را از آن وضع رهانید. آنگاه استاد پرسید : وقتی سرت زیر آب بود ، چه آرزوی بزرگی داشتی ؟ جوان ترسان و لرزان پاسخ داد: " هوا ، هوا ، برای اینکه نفس بکشم." استاد گفت : بسیار خوب . همین پاسخ سوال تو بود. باید در طلب خردمندی هم به همین اندازه مشتاق باشی .
+ نوشته شده در شنبه
1385/09/18ساعت 10:17  توسط hoseinsmart
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/09/08ساعت 7:49  توسط hoseinsmart
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/09/01ساعت 10:49  توسط hoseinsmart
|
اگه گفتین ریشه ضرب المثل "از دماغ فیل افتادن " به کجا بر میگرده اگر علاقه دارین تا تفسیر این ضرب المثل زیبا رو بخونید روی دکمه ادامه مطلب کلیک کنید................................................................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1385/08/29ساعت 7:6  توسط hoseinsmart
|